حتما همتون واقعه ی عاشورا را خوندید و شنیدید، ولی تا حالا از این جنبه نگاه نکردید! بعد
از ورود کاروان اسراء کربلا به شام، بعضی از مردم اسراء را شناختند، و در
صدد رفع مشکلات فرزندان پیامبر در آمدند. پرسیدند: چه نیازی دارید؟ آبی
برای نوشیدن، غذایی برای خوردن، دوایی برای زخم ها؟
اما جوابی شنیدند که همه را شوکه کرد. زینب کبری فرمود: برای ما لباسهایی بیاورید تا خودمان را بپوشانیم!
با
آن که زیردست دشمن بودند و داغدار و مصیبتزده از منزلی به منزلی و از
شهری به شهری و از درباری به درباری آنان را میبردند، با نهایت دقت، نسبت
به حفظ شان و مرتبه یک زن پاکدامن و متعهد مراقبت داشتند و در همان حال
نیز سخنرانیهای افشارگرانه و انجام رسالت و تبیین و دفاع از اهداف شهدا
باز نمیماندند.
شاید این بهترین جواب باشد برای کسانی که می پرسند: مگر همه جا درست شده و دنیا گیر همین چند موی بیرون مانده ی زنان است؟
عده
ای تصور می کنند حجاب برای زن، محدودیت و حصاری است که خانواده و وابستگی
شوهر برای او ایجاد کرده. در حالی که در بینش قران کریم، حجاب زن تنها
مربوط به خود او نیست تا بگوید از حق خودم صرف نظر کردم، حجاب زن مربوط به
مرد نیست تا بگوید من راضیم، حجاب زن مربوط به خانواده نیست تا اعضای
خانواده رضایت بدهند .
بلکه
حجاب زن، حق الهی است لذا در جهان غرب و کشورهایی که به قانون غربی مبتلا
هستند اگر زن همسرداری آلوده شد و همسرش رضایت داد، قوانین آنها پرونده را
مختومه اعلام می کند اما در اسلام چنین نیست .
زیرا حرمت زن، نه اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه حق برادر و فرزندانش می باشد .
همه این ها اگر رضایت بدهند قران رضایت نخواهد داد چون {حرمت و حیثیت زن به عنوان حق الله مطرح است
} یعنی حیثیت زن، حریم خداوند است. خدای سبحان، زن را با سرمایه عاطفه
آفریده تا معلم رقت باشد و پیام عاطفه بیاورد. اگر جامعه ای این درس رقت و
عاطفه را ترک کند و به دنبال غریزه و شهوت برود به همان فسادی مبتلا می شود
که در غرب ظهور کرده .
زن
به عنوان امین حق الله از نظر قران، مطرح است یعنی این مقام و این حرمت و
حیثیت را خداوند سبحان که حق خود اوست، به زن داده و فرموده :
این حق مرا به عنوان امانت حفظ کن .(1)
(1)برگرفته از سخنان آیت الله جوادی آملی
مرد و کسی که سرپرستی خانه و زندگی را دارد، حافظ و نگهدارنده ناموس و مال زن و بچه هایش هم هست.
اگر
مردی در حفظ و نگهداری زن و فرزندانش کوتاهی کند، به صورتی که هر کس،
هرگونه که می خواهد با زن و فرزندان او رفتار کنند، و دیگران با هر دیدی که
می خواهند به زن و بچه او نگاه کنند و او هم بی تفاوت باشد در اصلاح
عامیانه بی غیرت نامیده می شود.
حال باید ببینیم چه کسی از دیدگاه پیامبر اسلام بی غیرت است، و مصداق بی غیرتی چیست؟
رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:« اگر مردی راضی شود به آرایش نمودن ( برای دیگران) و خارج شدن زن از خانه (با همان آرایش)، بی غیرت است و کسی که این مرد را بی غیرت بنامد گناهی نکرده است، و زن هنگامی که از خانه اش با آرایش و عطر خارج شود و شوهرش به این عمل رضایت دهد به هر قدمی که زن بر می دارد برای شوهر او خانه ای در جهنم ساخته می شود ... پس وصیت مرا در مورد زنان خود به خاطر بسپارید تا از شدت حسابرسی خدا نجات پیدا کنید ... » (1)
همه این ها نشانه این است که برای عفیف بودن و پاکدامنی، باید تلاشها و مرارتهای نفسانی کشید. باید خودسازی و خودسوزی کرد تا طعم خوش عفیف بودن را بچشیم.
فرقی نمی کند که دختر هستیم یا پسر!
فرقی نمی کند که مذهبی هستیم یا غیر مذهبی!
اگر هرکسی ذرّه ای از موازین شرعی و اسلامی که غیرت را نشانه گرفته است کوتاه بیاید به همان میزان از غیرت بدور است، و عفّت و پاکدامنی خود را از دست داده است.
به امید آن روزی که همه عالم، نفر به نفر، زن و مرد، در رفتار، گفتار، لباس پوشیدن و ... با عفاف و حجاب رفتار کنند.
1. جامع الاخبار ص 185 ؛ بخشی از مطلب برگرفته از وبلاگ زنان می باشد.
نسرین افضل به آرزوی دیرین خود رسید و شهادتی مانند شهید مطهری نصیبش شد
اتومبیل حرکت کرد و نسرین آغاز حرکت خویش را در عالم ملکوت دید، دست پلید آمریکا از آستین عوامل گروهکها بیرون آمد و عطر نسترن انقلاب دوباره تمام فضای جهان را در برگرفت. نسرین افضل به آرزوی دیرین خود رسید و شهادتی مانند شهید مطهری نصیبش شد.
شهیده نسرین افضل سحرگاه 26 بهمن سال 1338 در شیراز متولد شد.
وی در دوران تحصیل به عنوان یکی از دانشآموزان پر شعور و باشعور بر بسیاری از نابسامانیها در رژیم طاغوت، خردمندانه اعتراض کرد تا جایی که مورد تعقیب نیروهای امنیتی قرار گرفت.
این شهیده پس از پایان تحصیل در دوره دبیرستان با روحی سرشار از پیوستگی به درگاه احدیت با حضور مؤثر در کمیته امداد سپاه و جهاد سازندگی با خدمت به محرومان روستایی، بیشترین قرب به پروردگار را برای خود کسب کرد.
در نخستین روزهای بهار سال 1361 که عطر گلهای محمدی، بوی خوش شهیدان را همراه داشت، با یکی از جوانان مجاهد مؤمن که در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به خدمتی خالصانه مشغول بود، پیمان ازدواج بست و زندگی شیرین و مشترک خود را آغاز کرد.
در نخستین سالهای انقلاب که مهاباد در آرامش بسر نمیبرد، نسرین در نهضت سوادآموزی آن شهر، فروغ خواندن و نوشتن را بر دل و دیده سواد آموزان افشاند، در زمان انتخابات نیز به عنوان ناظر بر سر صندوقهای رأی حاضر شد؛ وی همچنین در کمیته امداد و بنیاد جنگزدگان آن زمان به فعالیت پرداخت.
افضل به عنوان مربی امور تربیتی در مدارس، آگاهی و توان دانشآموزان را در زمینههای فرهنگی و مذهبی افزود و آن گاه که از فعالیتهای اجتماعیاش به سمت خانه باز میگشت، با ذوق و ظرافتی ستودنی، خانه ساده و بیپیرایه را به بهشتی روحبخش تبدیل میکرد.
نسرین فاضله بانویی که پیوسته جملهای از دعای امیر مؤمنان حضرت علی (ع) «الهی قلبی محجوب و نفسی معیوب»، بر ذهن و زبانش جاری بود و با توسل جستن به نیایش و ستایش، گلشن جانش را عطرآگین میکرد، زنی بود که با شیدایی و مشتاقی محافل و مجالس ذکر و ثنای خداوندی را برگزار و دیگران را نیز برای شرکت در آن تشویق و ترغیب میکرد.
در آخرین شب فروزندگیاش در آن لحظاتی که در تب میسوخت از همسرش خواست که او را به مجلس دعای توسل برساند هر چند که همسر نسرین به خاطر مریضی سعی داشت او را وادار به استراحت کند اما او وجودی خستگی ناپذیر داشت و مریضی را نمیشناخت.
چگونه آنجا که ذکر حق است او نباشد، چگونه آنجا که دست به دامان ائمه معصومین پیوند میخورد و مدد مییابد او حاضر نباشد، آنجا که آرزوها جامه عمل میپوشد و پیوند غیب و شهود، تحقق مییابد و پردهها میدرد و رازهای نادیدنی با چشم دنیا دیده میشود، او غائب باشد.
همسرش را راضی میکرد و در مجلس انس به خدا حضور مییافت و به گواه دوستانش آن شب مانند همیشه او به شدت منقلب بود؛ کسی چه میداند شاید در همان حال ملائک تهنیت و سلام به او را گفتند و پیام وصال و لقا را آوردند.
دعا پایان مییابد همگی برای مراجعت به خانه سوار اتومبیل میشوند و نسرینِ انقلاب پیش میآید، یکی از خواهران را از جای بلند میکند و میگوید که اینجا جای من است و خود مینشیند.
اتومبیل حرکت میکند و نسرین آغاز حرکت خویش را در عالم ملکوت میبیند، دست پلید آمریکا از آستین عوامل گروهکها بیرون آمده و دیگر بار گلی از باغ انقلاب اسلامی را پرپر میکند و عطر نسترن انقلاب دوباره تمام فضای مهاباد را که نه، ایران را و نه تمام جهان را میگیرد و افضل ما، نه، افضلِ زینب به آرزوی دیرین خود میرسد.
میدانید آرزوی او چه بود، شهادت مانند شهید مطهری و درست به همان صورت به وصال حق رسید.
منبع: خبرگزاری وفا